تاریخچه
روز بيست و چهارم دي ماه سال 1372 خورشيدي براي همشهريان قوچاني مقيم
مشهد روزي فراموش ناشدني است. آن روز پير و جوان قوچاني به سوي مسجد سجاد روان
بودند. مولودي در راه بود و قدم به عرصه وجود مي گذاشت. آري همت، همدلي و
همياري، بنياد ها را استوار و پاي برجا نگه خواهدداشت. دعوت براي جشن يكصدمين
سال بنياد شهرمان بود. خيلي ها نمي دانستند چه پيش خواهد آمد. آيا منظور فقط
همين بود؟ پيرو جوان با شور و اشتياق آمدند، مسجد سجاد پر از جمعيت شد. خيلي
ها با اينكه در مشهد ساكن بودند يكديگر را نديده بودند. روبوسي ها ، محبت ها و
ديدارها تجديد شد و بالاخره زنگ شروع كار به صدا درآمد.
قوچون خربه شهر عزيزم تو ر ميم
او مردماي خوشگل وخوب تو رميم
و … خنده هاي شادي اوج گرفت. صحبت ازتاريخچه شهر قديم و جديد، از
سازندگي ها، دلبستگي ها و بالاخره
سخن از تولد موسسه قوچانيها به ميان آمد و مذاكره
شركت كنندگان با پهلودستيها شروع شد. گوينده ـ معلم ناچيزـ خواستم كه عده اي
به نام هيات موسس چراغ را روشن كنند. چند بار تكرار كردم و بالاخره از تعدادي
از بزرگان شهر خواستم كه بيايند و در صف جلو قرار گيرند. تعدادي از معمرين
آمدند:
موي سپيد را فلكم رايگان نداد
اين تحفه را به نقد جواني خريده ام